چکیده :این نوشته نیم نگاهی است به یک گزارش که در آ وایل نوامبر 2012 در ار تباط با اقوام ساکن در کشور ما و تعداد نفوس آ نها ،درسایت رسمی کمیته سویدن برای افغانستان ( ساک ) نشر گردیده بود ،در ذیل متن برگردان شده و ترجمه  ی گزارش یاد شده سپس دیدگاه های ما نسبت به مسله مورد نظر  و پی آ مدهای آ ن و در آخر هم به خاطر نقد مستند وبررسی گزارش کمیته سویدن برای افغانستان،اسناد ومدارک رسمی وموثق ارایه می گردد تا زمینه مطمین و روشنی برای داوری سازنده ومستند خوانندگان و فرصت برای تبلور واقعیت وحقیقت آماده شود

کمیته سویدن برای افغانستان ،آشنا ود وست نادیده ما.

کمیته سویدن برای افغانستان: یکی از موسسات خیری شناخته شده و کمک کننده برای مردم افغانستان است که در سال 1359 برابربا 1980 میلادی  تأسیس گردیده و در سال 1361  فعالیتهای خدماتی خودرا در رابطه با هموطنان ما آ غاز نموده است،این کمیته با نیات انسان دوستانه  وبشری از دوره تجاوز اتحاد جماهر شوروی سابق تا هنوز ازکمک رسانی به مهاجران ما درخارج و مردم آ سیب دیده از جنگ در داخل ،گرچند در مناطق محدود  و مشخصی ولی از هیچ گونه تلاش وفداکاری دریغ نکرده و درسخت ترین شرایط به جنگ زدگان ومصیبت دیدگان ما مساعدت ویاری رسانده است، بدون  تردید کمکهای این نهاد بشردوستانه از هر جهت دارای ارزش وسزاوار ستایش می باشد ،این کمیته حتی در زمان امارت طالبان که درظاهر امر مخالف خارجیان وحضور آ نها در میان مردم بودند ولی کمیته سویدن برای کشور ما ، خصوص در مناطق شرقی کشور در حدود ششصد مکتب را کمک و مساعدت می نموده است.( در این مکاتب( ۱۲۰۰۰۰) نفر از پسران و (۳۰۰۰۰) دانش اموز دختر مشغول درس و آموزشهای ابتدایی بوده اند.) 1

 در تعریف دیگر  از این کمیته چنین می خوانیم : کمیته  سویدن برای افغانستان، یکی از موسسات بزرگ غیر دولتی در افغانستان بوده که در سکتور های معارف ( تعلیم وتربیه ) ،صحت ،انکشاف روستایی وباز توانی افراد دارای معلولیت فعالیت دارد ، این موسسه با مجمو عأ 6000 کارمند ( دایمی و پروژه وی ) در هفده ولایت کشور مصروف خدمت می باشد ، قرار است در سال جاری ( 2012 ) کمیته سویدن برای افغانستان سی ومین  سالگرد خدمات خود را برای مردم افغانستان تجلیل نماید. 2

 در آ وایل نوامبر ۲۰۱۲ نشریه انترنتی کمیته سویدن برای افغانستان (ساک) گزارش در باره  جمعیت و اقوام کشور ما ، ریشه ها و اصالت نژادی ، تعداد نفوس و پرا کندگی جغرافیایی آ نها ،نشر نموده بود که از چند جهت به ویژه بخش مر بوط به هزاره ها ، باعث تعجب ، نگرانی و شگفتی مها جرین هموطن ما در سویدن گردید، از جمله در گزارش یاد شده ضمن اینکه: نسبت به اوزبیکها وترکمنها وتعداد نفوس انها بی انصافی گردیده به انکار وکتمان واقعیت و حقیقت حضور و تعداد نفوس هزاره ها پرداخته و مدعی گردیده است که تعداد نفوس هزاره ها ،شش صد هزار( 600000 ) نفر می باشد، همچنین نسبت دادن هزاره ها به ادرسهای که  بیشتر  ساخته و پرداخته و خواست سیاسی حکومتهای کشور ما  بوده است، یک نوع شک وتردیدهای را برمی انگیزاند .

تردید نیست که نشر چنین گزارشهای بی سند و لرزان که بارها از جانب مردم  هزاره و  مورخان بزرگ کشورما و پژوهشگران  دیگر ،مردود دانسته و محکوم شده است، می تواند سبب تشویش ونگرانی مردمی، گردد که با هیمن  نسبتها و کم شمردنها  و بهانه های چون اقلیت کوچک ، فرزندان  و بجا ماندگان لشکر چنگیز، همیشه  قربانی بی عدالتیها گردیده و به جرم دیگران مورد انتقام  وقتل عامهای مکررقرار گرفته اند و در عرصه های اجتماعی  نیزاز اولین حقوق و امتیازات همگانی وملی  شان محروم شده اند ، به همین دلیل ما با استناد به مدارک موجود و رسمی، آ ن بخش ازگزارش کمیته سویدن را که مر بوط به هزاره ها و تعیین نفوس آ نها می گردد ،به برسی و نقد گرفته ایم، ولی  پیش از نگاه و نقد گزارش یاد شده خوب است خوانندگان ، برگردان  و ترجمه فارسی گزارش را بخوانند تا به اصل آ نچه  که کمیته سویدن برای افغانستان منتشر کرده است پی ببرند وآگاه شوند ، قابل یاد آ وری اینکه این گزارش هنوز هم یعنی تا فبروری 2014  در سایت کمیته سویدن برای افغانستان موجود می باشد.

متن گزارش چنین است:

جمعیت افغانستان

مردم افغانستان از نظر نژادی وقو می به ده  10 دسته و گروپ قومی بزرگ  و بیشتر از سی گروپ کوچک دیگر تقسیم می گردد، با اینکه مردم افغانستان بنام افغان یاد می گردد ولی در حقیقت این نام مخصوص یکی از اقوام آ ن کشور بنام پشتون می باشد ،که در حدود  4- 6 میلیون نفر جمعیت دارد، پشتونها در اصل ساکنین ،غرب ،جنوب و بخشهای از شرق افغانستان می باشند ،گروه دوم  از اقوام  ساکن درافغانستان تاجیکها هستند که به زبان فارسی دری  صحبت می کنند و (درحدود  2000000 میلیون نفر نفوس دارند تاجیکها در سراسر افغانستان و اطراف هرات و مناطق شمال شرقی افغانستان سکونت دارند ، در مناطق که پشتونها اکثریت دارند ،کلمه تاجیک برای غیر پشتونها اطلاق می گردد ، در شمال افغانستان گروه های قومی مغولی زندگی می کنند  که به زبانهای ترکی صحبت می کنند که مهمترین این گروه ها اوزبیکها هستند که ( درحدودی 800000 ) وترکمنها  ( در حدود  300000)  نفر  نفوس دارند-در مناطق  دور افتاده شمال شرقی  یک گروه کوچک از قیرقیزها نیز زندگی می کنند. در شمال افغاستان  همچنین گروه های که بنام اعراب اطلاق یاد می گردد و به زبان فارسی صحبت می کنند جمعیت  ( درحدود 70000 ) نفر  را تشکیل  میدهند ، در مناطق مرکزی افغانستان  گروه  مغول نژاد که به زبان فارسی صحبت می کنند و  بنام هزاره یاد می شوند و دارای جمعیت ( درحدود 600000 )نفر نفوس می باشد و هزاره ها شیعه مذهب هستند ، درحالیکه دیگر گروه های قومی این کشور سنی مذهب می باشند، هزاره ها در میانه دیگر گروه های قومی افغانستان قرار گرفته اند.در غرب افغانستان گروه قومی  فارسی زبان دیگر  موجود است که بنام ایماق یاد می شوند ، ایماقها  دارای نفوس ( درحدود 30000 ) نفر می باشند و تعداد انها نیمه کو چی هستند. و در مناطق نوار مرزی جنوب وغرب افغانستان بلوچها  که (درحدود 70000 ) نفر نفوس دارند زندگی میکنند. ودر همسایگی بلوچها گروه کوچک از براهویی ها هستند.در شرق کوهای هندو کش مردم نورستانی  (درحدود 80000   ) نفر وهمچنین پشه یها ( درحدود 80000 ) نفوس دارند که دارای زبان وریشه هندی الاصل می باشند.)  3

از جمله کشورهای اروپایی که درامور افغانستان دلچسپی وبرای کمک کردن به مردم ان تلاش نموده است، سویدن است ولی این کشور ونهاد های غیر دولتی آ ن چون: کمیته سویدن برای افغانستان در مدت حضور شان در افغانستان نشان داده اند که در حد امکان از ورود به عرصه های  سیاسی ، حساسیت برانگیزو پر چالش در آ ن کشور خود داری مینمایند ، مثلا آ نگونه که آمریکا و یابریتانیا ، فرانسه والمان به مسایل نسبتا ریز افغانستان  می پردازند درسویدن کمتر بدانها اظهار تمایل گردیده است ، درسویدن خیلی کم دیده شده است که رسانه ها ویا همین کمیته یاد شده در باره مسایل چون حاکمیت تک قومی پشتون ، کمیت و کیفیت اشتراک دیگر اقوام چون اوزبیکها، تاجیکا و هزاره ها  توجه جدی نموده وبه نقد آ ن اقدام کرده باشند. ولی اینبار معلوم نیست که کمیته سویدن برای افغانستان با چه انگیزه ی این گزارش را که به مسایل اقوام افغانستان حتی تعداد نفوس آ نها مر بوط می گردد نشر کرده باشد؟ ایا این مسله یک اشتباه غیر عمد است یا اینکه ان عده از وطن داران ما که درکمیته سویدن برای افغانستان حضور دارند و کار می کنند به چنین اقدام  دست زده باشند؟ ولی میخواهم پیشا پیش یاد اور شوم که یکی از با سابقه ترین همکاران کمیته سویدن اقای جان انگه ینگتسون در پاسخ پرسش من در باره این در گزارش سایت کمیته سویدن برای افغانستان ،تعداد نفوس هزاره ها را ( 600000) نفر خوانده است ،گفت حتمن اشتباه است حتمن خطا کرده اند.

منشأ اینگونه خطا ها در کجاست؟

سخن اول : واقعیت آ نست که در کشور ما ، بغیر از چند مورد نمادین وفرمایشی تا هنوز پروسه شمارش نفوس وآ مارگیری بطور علمی وفنی اجرأ نگردیده است. در گذشته های دو ر تر یکبار آ نهم با تشویق و تأکید ملل متحد وارگانهای ذیربط ، حاکمیت وقت نه برای تهیه یک آمار ملی دقیق و دریافت پاسخ راه کشا برای حل مشکلات وچالشهای ملی واقتصادی  کشور بلکه جهت کسب اعتماد بین الملی و بدست آ وردن هزینه های که از جانب سازمانهای یاد شده برای اجرای پروسه شمارش نفوس در نظر گرفته می شد،اقدامات روتینی وغیر کافی را به انجام رسانده است . ولی در ده های اخیر و نزدیک به نیم قرن گذ شته کدام  اقدام جدی در جهت شمارش نفوس وآ مارگیری دقیق وعلمی از ساکنان و دیگر عرصه های که باید مورد آ مار گیری قرارگیرند،صورت نگرفته و به آ ن بها داده نشده است ، فرجام این تجاهل سیاسی ومسولیت ناشناسی حاکمیتهای گذشته آ ن است که ما امروز شاهد آن می باشیم ، به تعبیر روشن تر ،در غیبت ونبود یک امار دقیق وموثق ملی ، فرهنگیان وبزرگان سیاسی هر قوم و قبیله ی تبار مخصوص خودرا بیشتر و دراکثریت می دانند واین و ضع ، سبب اختلافات داغ وجدی در میان مردم و اقوام کشور گردیده است.

ازطرف دیگر ، روابط ،سیاسی واطلاعاتی ،خارجیان هم که معمولن با ادارات دولتی،گروه ها وافراد مر بوط به مراکز ودامنه های حاکمیت تنظیم بوده وآ نگاه خارجیان هم گفته ها و نوشته های آ نها را همانند آ یات وپیامهای آ سمانی پنداشته و به تکرار ارقام وآمار های می پردا خته اند که خواست و هدف سیاسی حاکمیتهای انحصاری و مسولیت گریز می باشد و به همین دلیل جایگاه محققان وشأن تحقیق وپژوهش ،اطلاع رسانی و آمار دهی نیز پایین آورده شده  ودر چاهی بی اعتمادی سقوط  کرده است.بهر حال ما برای نقد گزارش مورد نظر وروشن سازی واقعیتهای پنهان در موارد یاد شده چاره نداریم جز مراجعه نمودن به مدارک واسناد رسمی موجود و تحقیقات و پژوهشهای علمی و همه جانبه مورخین و جامعه شناسان داخلی مان.

دوم : ما در بیرون از کشور گرچه از داشتن امکانات و منابع لازم برای تحقیقات وسیع و پژوهشهای گسترده، جهت تهیه دفاعیه و پاسخ نامه ها، بی بهره می باشیم ولی این مسله نباید بهانه ی شود تا آ نچه را  که حقیقت وعدالت،حقوق انسانی مردم برعهده ما گذاشته است از یاد ببریم ،باید تلاش نمایم تا در حد توان به معرفی ،دفاع از هویت ملی،فرهنگی و درنهایت حقوق انسانی مردم خود ،همت نموده و قد مهای هر چند کوچک را در این راستا بر داریم ،بکوشیم تا مو جودیت ،هویت ،حضور ونقش سازنده مرد م خود را در وطن و ذادگاه شان ،بطور مستند به اطلاع مردم دنیا برسانیم، چون اطلاع رسانی درست،تنها راهی است برای شنا ساندن مردم، یاری رساندن به پروسه احقاق حقوق ، تثبیت جایگاه و نقش آ نها در آ ینده کشور و همچنین میتواند عامل بی اثر نمودن  گزارشها وادعای بی اساس گردد که بدون دقت لازم، وبررسیهای کار شناسانه  به نشر و پخش  می رسند.

 داده ها و اطلا عات که هر روزه دستگا های مر بوط به حکومت افغان، مستقیم وغیر مستقیم به تبلیغ واشاعه آ ن پرداخته وبرای رسانه های جمعی و جهانی مخابره می کنند ویا توسط عوامل انها درخارج کشور به مجامع ونهاد های خیریه و بشری رسانده می شوند، منشأ اصلی خطاه های رسانه یی دنیا و کشور های بیرونی است، شکی وجود ندارد که  جامعه جهانی و موسسات خیری چون کمیته سویدن برای افغانستان در اصل واساس با اهداف انسانی و شریفانه به مردمان  خسته از جنگ و مصیبت دیده ما کمک می کنند و آ نها تلاش می کنند که در صورت لزوم مردم خود را با کشور ما آ شنا ساسزند ولی تا هنوز  رنود تولید واطلاع رسانی به دست  اقتدار گرایان و  تمامیت خوا هان بوده است و لذا ما ف بیشتر از انچه امروزه می خوانیم و می بینیم نباید انتظار داشته باشیم.

 ازطرف دیگر گزارش واطلاعات که نهاد های شنا خته شده ای چون کمیته سویدن برای افغانستان درصفحه رسمی خود نشر می نمایند حد اقل برای سویدنها ومردم افغانستان تا جای از اعتبار و رسمیت برخوردار گردیده و می توانند هم درسویدن و کشور های همجوار آ ن وهم درافغانستان مورد استناد رسانه ها و نهادهای دیگر قرارگیرند بنأ بررسی، نقد مستند، همچون گزارشها  هم به نفع مردم افغانستان است وهم به نفع مردم سویدن و کمیته سویدن برای افغانستان می باشد.

نظام فاسد نمی تواند منشأ درستی و سلامت باشد.

با تأسف و به خاطر مو جودیت، تفکر ورفتار تبعیض آ میز،حاکمیت فاسد و مسولیت ناپذیر درافغانستان مسله قومیت و تعدادنفوس آ ن امروزه بصورت یک چالش مهم وخطر آ فرین تبارز کرده است این مسله حل نمی گردد مگر ا ینکه حاکمیت به برتری خواهی ،زیاده طلبی و جعل خاتمه داده، به حقوق مساویانه و برابری ملی همه اقوام اعتراف و به سامان دادن بر نامه شمارش نفوس زیر نظر کار شناسان سازمان ملل و جامعه جهانی اقدام و به آ نچه بار ها تعهد کرده است عمل نماید تا ریشه این توهمات و عوامل اصلی گزارشات نادرست و بی ریشه از بن برکند ه گردد.

 شفافیت در زندگی مشترک ملی وامور سیاسی واجتماعی،اصل و در زندگی مدرن نقطه اول برای طرح واجرای برنامه  های دقیق و کار آ مد  و مایه آرامش خاطر جمعی و اعتماد ملی در یک کشور است، معقو لانه خواهد بود که ما بجای اصرار بی جا برای کم وزیاد نشان دادن یک قوم و قبیله ی خاصی با اجرای برنامه شمارش نفوس بطور علمی وفنی آ ن برای همیشه به همچون جنجالها و چالشها خاتمه بدهیم ، در افغانستان در حال گذار ،کشور که هنوز ملت واحد و دولت ملی درآ ن بصورت مدرن ودمو کراتیک، تعریف نگردیده وشکل نگرفته است هیچ چیزی ضرورری تر و حیاتی تر از اجرای برنامه شمارش نفوس اقوام ساکن در آ ن جا نیست از طرف دگر همه می داند که در کشور ما تا هنوز هم ساختارهای اجتماعی اقوام جایگزین مناسب ، همانند احزاب سیاسی و مدرن پیدا ننموده است تا در سامان دهی دولت مدرن و ساختار های نوین ، ستون ودیوار قرار گیرند بنأ تعریف شفاف ازحضور و روشن بودن تعداد نفوس اقوام یک عامل سازنده و راهبردی،حیاتی و عقلانی  برای حل چالشهای مود جود در کشور ما می باشد

شفاف نبودن جایگاه حضور ونقش اقوام همچنین روشن نبودن تعداد نفوس هر یک از اقوام کشور به همان پیمانه که حسیاست بر انگیز گردیده است اگر با تعقل وهمپذیری،عدالت و برابری،مشارکت و تفاهم مورد بررسی وارزش گذاری قرار بگیرد و نقش ونفوس هر کدام روشن شود،میتواند به عنوان یک توان متنوع، سازنده و پویا عامل استحکام و پیوند ،دهنده رشته های انسانی و دوستی و سبب توانمندی و رشد همه جانبه کشور و در نهایت سبب رفتن ما بسوی شکل دادن یک ملت واحد و متحد گردد. برعکس تفکر و روشهای کتمان گری ملتها و اقوام همان گونه که در مدت نزدیک به سه صد سال گذشته عامل نفاق وبی اعتمادی ملی، تشدید تبعیض و بحران دیر پاه گردیده است در فصل وزمان ما نیز نمی تواند هیچ مشکلی راحل نماید.

سوم : گزارش سایت کمیته سویدن برای افغانستان  که در جهت  معرفی اقوام و مشخص نمودن تعداد  انها به نشر رسیده است، حتی با آ مارها وداده های سازمانهای بین المللی و حکومتهای گذشته کشور ما نیز همخوانی وهم نوایی ندارد،گزارش یاد شده  همانگونه که خواننده گرامی  می بیند ، ضمن اینکه از واقعیتها وحقیت  های موجود در جامعه ما فاصله دارد ،از نداشتن سند و مدرک مکتوب نیز رنج می برد و نمی تواند  به عنوان یگ گزارش فنی وحرفه ی ، مورد اعتماد و اطمینان باشد.ازطرف دیگر آ نچه برای روشن ساختن موضوع و رد شبهات کمک می نماید، نوشتن وسخن گفتن است وسکوت نکردن در برابری ادعاها ی بدون سند وبه تعبیر دیگر  آ نچه مهم وسازنده است نقد مستند اینگونه گزارشها می باشد و آ گاهی دادن به مردمان که با خواندن همچون گزارشهای بسوی نادرستی وتاریکی سوق داده می شوند.

چهارم : اسناد و مدارک درباره اصالت هزاره ها چه می گویند؟

اکثریت قریب به اتفاق مورخین بزرگ وشناخته شده کشور ما چون فیض محمد کاتب هزاره، عبدالحی حبیبی، دکتر سید عسکر موسوی، حاجی کاظم یزدانی، ناطقی شفایی و عباس دلجو ، میر محمد صدیق فرهنگ، ودیگر بزرگان که نام بردن همه آنها دراین مختصر نمی گنجد، با قاطعیت نظر داده اند که هزاره ها ،هزاران سال پیش از تهاجم مغول وچنگیز خان در سر زمین فعلی شان حضور متمدنانه  وموثر داشته اند، بنأ هزاره ها هزاه هستند و  سالهای متمادی با مغولها وچنگیز خان جنگیده واز این آ ب وخاک دفاع کرده اند. در دوسال پیش از این حلقات مشخص که در اطراف حکومت چنبره زده اند تلاش نمودند تا از ادرس یکی از مهم ترین مراکز علمی وتحقیقاتی کشور ما ، همین نسبتها را به هزاره ها بچسپانند و لی با اعتراض عمومی مردم هزاره و دیگر محافل مدنی  وفرهنگی کشورر،روبرو گردید و حکومت نیز به خاطر فشار افکار عمومی مجبور گردید که عوامل تحریف کننده را در ظاهر امر محکوم و از مرکز اکادیمی علوم افغانستان اخراج کند،این مسله در بخش جدا گانه از این کتاب، مورد بررسی وسیع قرار گرفته است.

 

 آمارهای موجود چه می گویند؟:

آ مارهای رسمی دولتی که: در رابطه با هزاره ها موجود است،با اینکه مورد قبول وپذیرش آ نها نمی باشند ولی تازمانیکه پروسه شمارش نفوس بطور دقیق  به انجام نرسیده ، میتوانند بطورتخمینی ونسبی مورد  استناد واعتبار قرارگیرند و پاسخ باشند به گزارشهای چون ادعای (ساک ) یا ارگان انترنتی کمیته سویدن برای افغانستان. ما در اول  و برای روشن شدن اینکه  تعداد نفوس هزاره ها به مراتب بیشتر از آن می باشد که کمیته سویدن برای افغانستان نشرنموده است ،فقط به دو گزارش کوتاه  دولتی ورسمی حکومت افغانستان که در همین دوسال اخیر در باره تعداد دانش آ موزان هزاره ، بامیان و دایکندی  نشر واعلام گردیده است ، اشاره می کنیم ، بر اساس این دوگزارش رسمی  و دولتی :  در سال 1391 درولایت دایکندی 163799 دانش آ موز و در ولایت بامیان در سال 92 خورشیدی 145000 دانش آ موز ، مشغول تعلیم وتربیت بوده اند ،که در مجموع ، 308799 نفر دانش آ موز می شود ، این در زمان است که طبق گفته مسولین این دو ولایت بخشهای وسیع از بچه ها و کودکان  که در این دو ولایت در سن وسال مکتب رفتن بوده اند ولی بخاطر دوری  وخرابی راه های مواصلتی ونبود امکانات چون مکتب ومعلم  نتوانسته اند  شامل  مکتب وپروسه آموزش گردند.از جانب دیگر پرسش اینست که در این دوحوزه اداری باید چه تعداد نفوس موجود باشد تا نزدیک به چهار صد هزار نفر دانش آ موز داشته باشند؟

اقای ادأ رییس معارف بامیان بتاریخ هشتم حمل 1392 در مصاحبه  با خبر گزاری بخدی گفته است که فعلا  ( در سال 1392 ) 145000  صد و چهل و پنجهزار دانش در مکاتب ولایت بامیان مشغول آموزش بوده اند وی  در همان گفتگو  اضافه می کنده  که تا پانزده روز آینده ، پنج هزار تن دیگر نیز به این شماره افزوده می شود .4 

همچنین بر اساس پیام رسمی و الی و قت و لایت دایکندی بتاریخ  11 دلو 1391 که به خاطر  موفقیت دانش اموزان آ ن ولایت در ورود به دانشگاه های کشور صادر گردیده است ،  تعداد دانش آ موزان مکاتب  ولایت دایکندی را 163799 نفر  اعلام می نماید و می گوید : بر اساس امار رسمی معارف ولایت دایکندی 163799 نفر در 352 باب مکتب در مقاطع مختلف درولایت دایکندی درس می خوانند.5   

و بسایت رسمی دولتی  دایکندی،مر بوط ولایت دایکندی و اداره  مستقل ارگان های محلی به روز شده بتاریخ  2 میزان 1392- از قول مو سسه اکسافم  و دمو گرافی که در سال 1391 از جانب احصاییه کشور انجام شده است ، نفوس  ولایت دایکندی را 700000 نفر اعلام کرده است. 

 این در حال است که  به علاوه هزاره های ولایت غزنی ،ارزگان ، غور ، هرات ، بادغیس ، سرپل ، بلخ ، سمنگان ، بغلان ، قندوز ، پروان ، حضور میلیونی هزاره ها درکابل و پایتخت از مسایل است که هیچ بیننده و اگاهی مسایل اجتماعی نمی تواند منکر  آ ن گردد، از یاد نبریم که  از مجموع  33 نماینده مردم کابل در پارلمان کشور  13 نفر انها  هزاره  می باشند و همچنین یازده نماینده ولایت غزنی در پارلمان کشور همگی از هزاره ها هستند: و لایت غزنی در مجلس نمایندگان یازده کرسی  دارد وبر اساس فهرست نهایی برندگان غزنی، همه این یازده کرسی را نامزدان از قوم  هزاره به خود اختصاص داده اند.6 .

این مسله برای  پژوهشگران که جامعه ی موزایکی  وقومی افغانستان را می شناسند مهم  وقابل محاسبه  جدی می باشد چون آنها می دانند که در افغانستان، فعلی و پیش از انکه  نهادهای مدنی واحزارب سیاسی مدرن شکل گرفته باشند ،رای وتصمیم اقوام تعیین کننده است.

حضور نمایندگان  ودانشجویان هزاره در پارلمان و دانشگاه های کشور به ویژه دانشگاه های دولتی وخصوصی کابل یکی دیگر از نشانه و تابلوهای روشن وخوانا ی است که میتواند ،به روشنی تعداد وکمیت هزاره هارا در کشور ما به نمایش بگذارد ، اگر گزارش نویس گرامی کمیته  سویدن برای افغانستان فقط یکبار ، زحمت دیدن و نگاه کردن هزاره های کابل را می پذیرفت آ نگاه هیچ وقتی  گرفتار  همچون یک  محاسبه غیر واقعی نمی گردید ، بهر حال حضور نمایندگان هزاره درپارلمان و دانشجویان هزاره در دانشگاه ها و حضور مردم هزاره در شهر کابل ،گرچه بطور نسبی وغیر رسمی اما می تواند تعداد نفوس هزاره ها وشعاع حضور فزیکی آ نها را در کشور شان  تا جای روشن ونمایان نماید، چون در نبود یک آ مار رسمی وموثق ملی ، برای بدست آوردن شمارگان ویا تعداد نفوس هزاره ها  ولو بطور تقریبی، تکیه کردن به این معیار ویا تخمین از هر فرضیه ی دیگری معتبر ومطمین تر خواهد بود.

نمایندگان هزاره در پارلمان

  با حضور داشت جامعه جهانی و نظارت گرچند ناکافی سازمانهای بین المللی در انتخابات کشور سبب شده است تا مردم آ زادانه تر از گذشته ها نمایندگان شان را خود انتخاب نمایند ، با توجه به اهمیت و نقش  برجسته و غیر قابل انکار ، گرایشات قومی در سمت وسو دادن و سرو سامان بخشیدن ساختارها و نهادهای دولتی و مراکز قانون گذاری ،میتوان از تعداد نمایندگان  هر قومی که در پارلمان راه یافته اند ، تعداد نفوس   اقوام  شرکت کننده در انتخابات را تخمین  و محاسبه نمود حضور نمایندگان  فعلی هزاره  (دوره شانزدهم شورای ملی ) کشور ، از معیار های ساده وهمه پسند است  و می تواند برای نشان دادن تعداد نفوس هزاره ها  مورد سنجش  قرار گیرد. طبق بررسی و پژوهش  رسمی ،پژوهشکده مطالعات پارلمانی (مرکز مطالعات، استرا تژیک کابل ) هزاره  ها با داشتن  61 نفر  نماینده در پارلمان ، بیست و پنج درصد  کل اعضای پارلمان  249 نفره کشور را تشکیل می دهند .جدول ذیل  نتیجه پژوهش وتحقیقات پژوهشکده یاد شده می باشد : فشرده از گزارش و بررسی پژوهشکده  مطالعات پارلمانی مرکز مطالعات استراتژیک کابل بدین قرار است

 پشتون‏ها : بر اساس تحقیق مركز مطالعات استراتژیك كابل، که در صفحه  بیستم آ ن تحقیقات وکتاب انتر نتی مرکز یاد شده، آ مده است پشتون‏ها در پارلمان جدید ( دوره شانزدهم )  دارای 96 نماینده از مجموع 249 نماینده می‏باشد كه 39 درصد كل اعضای جدید مجلس نمایندگان را تشكیل می‏دهد.

 تاجیك‏ها:بیست ویک درصداز مجموع نمایندگان مجلس جدید یعنی برابر با 53 نماینده از قوم تاجیك هستند 

هزاره‏ها : بیست وپنج درصد از مجموع نمایندگان ولسی‏جرگه جدید با 61 نماینده، از آن قوم هزاره است

 اوزبیك‏ها قوم اوزبیك در تركیب نمایندگان جدید ولسی‏جرگه، دارای 15 چهره است كه 6 درصد مجموع نمایندگان را تشكیل می‏دهد

 ایماق‏ها : بعد از قوم ازبك، قوم ایماق با 3 درصد مجموع نمایندگان و با 8 نماینده در تركیب مجلس نمایندگان جدید حضور دارد

ی : عرب‏ها ، سه درصد از مجموع نمایندگان در تركیب اعضای جدید ولسی‏جرگه، از قوم عرب می‏باشد، این قوم دارای 8 نماینده در مجلس جدید نمایندگان است

 تركمن‏ها:قوم تركمن با 3 نماینده در فهرست نهایی مجلس نمایندگان جدید، 1 درصد از مجموع نمایندگان ولسی‏جرگه را به خود اختصاص داده است

 نورستانی‏ها: قوم نورستانی 2 نماینده در مجلس نمایندگان جدید دارد كه هر دوی آن‏ها مربوط به ولایت نورستان می‏باشد

بلوچ‏ها: قوم بلوچ صرف یك نماینده در تركیب پارلمان جدید دارد كه از ولایت نیمروز است

 پشه‏ای‏ها: قوم پشه‏ای نیز صرف یك نماینده در تركیب پارلمان جدید دارد كه از ولایت ننگرهار است

 ترك‏ها:قوم ترك تنها یك نماینده در تركیب ولسی‏جرگه جدید دارد كه از ولایت باغیس است.  7.

 سویدیها وآشنایی با هزاره ها ؟

بهر حال اینها که گفته آ مد نمونه های کوچک از واقعیتهای انکارناشدنی جامعه ی است که قرنها سیاست ستیزه گری نژاد پرستانه و کتمان درآ ن حکومت کرده وسلطه داشته است.با این حال پرسش اصلی اینست که گزارش کمیته سویدن دارای چه پیام میتواند باشد؟از نشر گزارش یاد شده پیدا است که کمیته ی سویدن برای افغانستان به ویژه بخش فرهنگی ونشراتی کمیته یاد شده ،آ نگونه که باید با مردم و حساسیتهای آ نجا آشنا نبوده و از مردم آ ن کشورخصوص هزاره ها و محرومان دیگر اطلاع وشناخت دقیق نداشته است، به همین سبب بر آ ن شدیم تا در حد توان و امکانات ضمن بررسی زوا یا و زمینه های پیدایش تفکر که منجر به چنین آ ندازه گیرهای عجو لانه می شود به گزارش یاد شده نیز پاسخ ارایه کرده باشیم تا در اینده بتوانیم با همکاری کمیته سویدن برای افغانستان واقعیات و حقایق  کتمان شده در رابطه با اقوام افغانستان را  بیشتر مورد کاوش وبررسی قرار دهیم تا دوستان ملت افغانستان با آنها بهتر اشنا شوند.

مسله ی  اصلی که در این ارتباط خیلی مهم و هم غیرقابل انکار است آ ن می باشد که چندین دهه است که درافغانستان کدام برنامه دقیق وفنی شمارش نفوس اجرا نشده است واز کوچک و بزرگ، احزاب و جامعه مدنی گرفته تا مسولین احصاییه و مرکز آ مار افغانستان به این مهم تاکید نموده اند.  8

مسله ی دیگری که باید بدان توجه می شد و کمیته سویدن بدان ارزش وبهأ قایل می گردید،اسناد ومدارک است که سازمانهای بین المللی روی آ ن پژوهش نموده و تدوین کرده اند وبا اعلام نمودن آ ن آ مارها بدانها، اعتماد واعتبار داده اند از جمله سازمان عفو بین الملل طی گزارش در ارتباط به نفوس اقوام افغانستان اعلام کرده ، در افغانستان هیچ گروهی قومی ونژادی اکثریت ندارد و هر یک از رکنهای جامعه افغانستان، اقلیت است، اما هر یک از این اقلیتها تعداد یا فیصدی خود را در جامعه بزرگتر نشان می دهد، شاید دلیل آ ن این باشد که در افغا نستان هیچگاه سر شماری درستی به عمل نیامده است، این سازمان تعداد نفوس هر یک از اقوام افغانستان را این گونه تخمین کرده و جدول نموده است

پشتونها، افغانها ، سی و هشت در صد

تاجیکها - بیست وپنج در صد

هزاره ها نزده در صد

ازبکها شش در صد

سایر گروه ها دوازده در صد. 9

همچنین در ( قرار داد بن )  هزاره ها را  نزده (19) درصد پذیرفته و همه جوانب جهانی وافغانستانی بدان اعتراف کرده اند

با پیش آ مدن فضای جدید در افغانستان یک نوع زمینه وفرصت خوبی پیش آ مده است تا هر محقق که علاقمند به مسایل اجتماعی افغانستان باشد می تواند با کمک و یاری جستن از مراکز تحقیقی فعال در افغانستان به اطلاعات ریز و دست اول در این ارتباط دست رسی پیدا نماید، مثلا یکی از پژوهشگران و کارشناسان داخلی که از نزدیک با زندگی اجتماعی ، کمیت و کیفیت حضور هزاره ها در افغانستان پژوهش و تحقیق نموده است، تنها نفوس هزاره ها در کابل را خیلی بیشتر از آ ن تعداد می داند که کمیته سویدن برای افغانستان به کل هزاره ها نسبت داده اند منتهی کار یک محقق و متخصص امور اجتماعی و جامعه شناسی بر خلاف گزارشهای خبری روزانه مستند و با مدرک است، حضور تاریخی هزاره ها در شهر کابل تو جه جامعه جهانی را به خود جلب نموده است ، بر اساس گزارش روزنامه نیورک تایمز هزاره ها بعد از سقوط طالبان تر کیب نژادی شهر کابل را تغییر داد اند،بیش از یک میلیون هزاره در کابل زندگی می کنند و ربع نفوس کابل را می سازند. 10

با مو جودیت اسناد زنده و انسانی و حضور هزاره ها در شهرهای بزرگ و مناطق وسیع هزارستان ، همانگونه که گفته آ مد ومطرح گردید ،تنها تعداد دانش آموزان ودانشجویان هزاره در مناطق وشهر های محدود هزاره نشین چون :بامیان ودایکندی به مراتب بیشتر از امار منسوب به هزارها است که از جانب کمیته سویدن برای افغانستان ارایه  ودر وب سایت رسمی ان نشرگردیده است بنأ خوب است به یاد داشته باشیم

آ مار و گزارشهای عجولانه وفاقد سند از هر آ درس هم که پخش ونشر گردد اما نمی تواند مشکل  شمارش وتعیین نفوس افغانستان ، چالشهای موجود و مر بوط به این حوزه و ادعا های طرفهای مقابل را حل نماید ، سوال آ خر اینکه بادرنظر داشت اعلام و تاکید مسولین ذیربط افغانستانی که بار ها اعلام  نموده اند ما تا هنوز نفوس شماری نکرده ایم ، کمیته سویدن برای افغانستان چگونه به چنین امار واعداد متوسل شده است؟

سخن آ خر اینکه  اگر کمیته سویدن برای افغانستان بتواند و بخواهد مردم سویدن را با حقایق زندگی مردم افغانستان و مسایل سیاسی و اجتماعی آنجا آشنا نماید کار پسندیده و ازهرجهت بنفع ملت زجر دیده افغانستان خواهد بود ولی نباید فراموش شود که اخبار واطلاعات ناقص روی افکار وقضاوت خوانندگان ومخاطبان نیز تاثیر منفی گذاشته نه تنها سبب روشنگری نمی گردد بل باعث خواهد شد تا مردم نسبت به افغانستان و مردم انکشور اگاهی لازم و دقیق را نداشته باشند و ابزار گردد برای آ نهای که به درک و قبول واقعیتهای ملی و مردمی کشور ما، تمایل ندارند مثلا نیروهای که در مراکز قدرت واقتدار انحصاری جمع و مشغول تخریب روابط اجتماعی ملت افغانستان و کتمان نفوس ملتهای غیر پشتون خصوص هزاره ها استند به آ سانی می توانند به آ نچه کمیته سویدن برای افغانستان نشر نموده است استناد نموده وبگویند که یک نشریه انترنتی معتبر اروپایی در باره نفوس هزاره های افغانستان نوشته است که: هزاره های دارای ششصد هزاره نفوس می باشد.سپس همه چیز بر اساس همان داده ویافته ، سنجیده وعیار خواهد شد.حال اگرحتی در یک مورد نشر همچون یک سند باعث محرومیت میلیونها انسان فقیرازحقوق مسلم و ملی شان شود چه کسی پاسخگو خواهد بود؟

از جمله مدارک مهم وغیر قابل انکار که گزارش مورد نظر را رد مینماید و خلاف آن را روشن میسازد ، همانگونه که در اغاز اشاره نمودم ، سخنان اقای جان انگه بینگت سون ،از همکاران نزدیک ومسولین اسبق کمیته یاد شده می باشد،نامبرده در سخنرانی وکنفرانس خود تحت عنوان :آیا طالبان برمی گردند؟ بتاریخ چهارم فبروری 2014 در شهر نی شوپینگ جنوب استکهلم ودرحضور ده ها نفر از سویدیها گفت :هزاره ها ،2 - 4 - دو الی-چهار میلیون نفرنفوس دارند. 11

بهرحال آ نچه در این نوشته وبررسی آمده و بیان گردید است ، با اتکا به مدارک و اسناد موثق ورسمی دولتی و مراکز فرهنگی شناخته شده درکشور ما می باشد ،اگر کمیته سویدن برای افغانستان، اسناد یاد شده را نپذیرد، میتواند پاسخ مستند و مکتوب برای رد و نقد نوشته های ما ارایه نماید ، چون به دنبال حقیقت هستیم بدون شک مورد استقبال ما قرار خواهد گرفت، درغیر آ نصورت خوب است  که کمیته سویدن ضمن ، تکذیب گزارش نشر شده خود به تصحیح مطالب غیر موثق بپردازد.

پی نویشتها :

 1 -   طالبان نوشته احمد رشید صفحه - ۱۷

  2-     سایت کمیته سویدن برای افغانستان بخش -فارسی-نشر شده از کابل- 5-7-2012

 3  -    نشریه انترنتی کمیته سویدن برای افغانستان(ساک) نوامبر 2012

   4    محمد رضا ادا رییس معارف ولایت بامیان در مصاحبه با خبر گزاری بخدی - 8 حمل 1392     

  5 -   پیام ، قربان علی ارزگانی والی وقت ولایت دایکندی-وبلاگ علی محمدی فعال فرهنگی دایکنید

 6 -    سایت فارسی بی بی سی -  دهم دیسمبر -2010- برابر با دهم  قوس -1389

 7-      پژوهشکده مرکز مطالعات استرا تژیک کابل- صفحه  20

8       مصاحبه رییس احصا ییه و مرکز امار افغانستان با بی بی سی

    هفته نامه وحدت شماره ۳۲۳ به نقل از راد یو دری امریکا مورخ -۲۴- ۸- ۱۳۷۸-  - 9

  10 -   دکتر هارون امیر زاده ،خزیش هزاره ها در انتخابات پارلمانی افغانستان و هزاره های فوبیا  

 11 -   دیدار با کهن کار ترین سویدی امور ذادگاه ما  -نوشته نگارنده -سایت ازادی- 4-2- 2014